استاد هادی ربیعی از اساتید کونگ فو توآ -در حال اجرای فرم سای در سالن ابن سینا همدان
( مايگاه يکم ) علم فيزيولوژيکي فعاليتهاي بدن انساني
جسم پايگاه تفکر و خاصيت جذب و درک آن بر اسرار هندسي و توليد انرژي و لمس امواج در آزمايشگاه عظيم بدن انسان است . فرهنگستان تن (کونگ فو توآ) متکي برهفتاد و سه هزار تکنيک ترکيب و عکسالعمل سازي و خاصيت هاي موجي به خود و کرات و در مجموعه حرکات تا مرز توان سازي نيروهاي فيزيکي و فيزيولوژي بدن انساني است. بر کشف اين دنياي ناشناخته همچون راز کهکشان تا ذرهاي پيش رفته و درک اسرار فيزيک انساني در کاوشيم و در جهان بودهها به زيباترين توان تن بره آئين مهر بقاء بکوششيم.
( مايگاه دوم ) انشاء علوم انساني
انديشيدن، استدلال و تفکر در محور علوم عالم از تولد تا تولد انديشهها از طريق دانش زمان به درک حيات رسيدن است در مايگاه دوم از زبان علم بر محور فيزيک، رياضيات، شيمي، انديشه انسان را پروريدن و وي را بطور بارور به جهان اسرارآميز رهنمون کردن است.
( مايگاه سوم ) روانشناسي تکنولوژي
رهنوردان انديشه با کشفيات و فرضيات و ايجاد تحولات، انسان را در امواج حيات حيران و سرنوشت و نابساماني او را فرمان دادهاند اين مايگاه رهنموني به برد عصر هيجان زده و حل مشکل حال و آينده نوجوانان، زنان و مردان و انديشه انسان را بر نهايت سرعت تصوير جسم به درک فکر، نگهبان نمودن است.
(مايگاه چهارم ) انشاء پزشکي
درکي بر احوال موجودات زنده و تفکري بر ارزيابي تن از طريق طب سوزني، علم العصاب، فيزيولوژي (ماده و انرژي )، خاصيت فيزيکي و شيميايي متکي بر محاسبات رياضي بر بنيان کاوشي نو و رهگردي بر بازتاب جهان ماده ( خاصيت جرمي ) و روان گرائي ( سرعت تا بي جرم ) بر روند آموزش و اساس دانشکده توآ رهنمودن است
( مايگاه پنجم ) فلسفهگرائي يا نگرش تفکرآميز
پژوهشي در وراي انکار و شک و رسيدن به فراسوي مرزي که شک منطقي ما را به قا طعيت راهبر شود. اين بيان انسان را در جهان بر آگاهي زيست پنهان، يکسان در دست انديشيدن و در بحر تفکر فرو رفتن و ترسيم دريافت و درک را به نفس کشيدن تا به آرامش و روشن بيني در جهان انسان رسيدن است.
( مايگاه ششم ) روح و روان
روح فرياد انديشه و در نتيجه گردهم آئي تن و روان با ايجاد تفکر و تمرکز و گونهاي تبد يل ماده بر سرعت جرم و تبد يل خاصيت انرژي از ماهيت به ذات و سلسله مجهولات را پيمودن است.
روح روان در نمود انديشه انسان و انسان شاهکار جهان.....و انديشه جهان يعني انسان.....پس انسان در برترين توانايان در علوم کيهان و هر انسان متکي بر زمان پس انسان به درک راز جهان و نمود بودن وي در بي پايان و اين راز دانايان به دريافت بي زمان است.
انسان فرهنگ زمان در بي زمان
( مايگاه هفتم ) جهان مجهولات: فراتر از خويشتن
پختگي فکر زمان در تفکري بي زمان
( فراتر از خويشتن )= بعالم پنهان و جهان معنا و به دنياي نگرش تفکرها رسيدن است.
( فراتر از خويشتن )= جهان آفرينش را پوئيدن و راز هستي بخش را جوئيدن است.
( فراتر از خويشتن )= جهان تابش امواج و رابطه آن با سلسله اعصاب و بهره گيري از منبع انرژي حيات و بر نهايت سرعت و انديشه و خاصيت انديشه در ماده به کنکاش کردن است.
( فراتر از خويشتن )= به انشاء ( اسرار فيزيکي تن بره آورد حالات و حرکات متکي بر رياضيات، روانشناسي تکنولوژي، علم گرائي، فلسفه گرائي ، فيزيولوژي (پزشکي) و بر روح و روان رسيدن است.
سوگند همراه بفرمان نهاد
از روي مروت و دادگري به روان راستي سوگند ياد ميکنم
از روي پاکي و پاکدلي، از روي مروت و رادمردي، از روي وفا و مردمي و سرانجام بفرمان خون و سرشت انساني و ناموسهاي ازلي که در چشم انداز تاريخ ما همه جا پيشتاز و جان پناه انسانيت بوده و هست منشاء اثرنيک و پديدآرنده تواناترين توانائي نيک برتر که بازتاب کننده هستي هستا است سرافراز گردم.
من با ژرف انديشي و دوربيني جوياي اين هنرم هنري بزرگ با دانشي سامانگر با شناخت نيکيهاي دروني خويش يعني "هنرخود شناسي، هنر خودسازي، هنرخودياري و هنر انسان سازي، هنر ساختن ساختمان بدني و آفريدن همآهنگهاي راستين" از دروازه انديشه که پيوسته به جهان معني و هستي ناشناخته ميريزد. من به دريافتن "گيتک " به کليد ارزند خودشناسي دست مييابم، از سپهرستانهاي ايمان، آزمايش، دانش، خرد، هنر و مهر ميگذرم تا به دروازههاي خود يعني وراء انديشهها " کاخ انسا نيت " در آيم. درسکوتم .......... رهيافته سفري به درون خود ميکنم
بفرمان ازلي : مويه و زاري را ننگ دارم، تملق نميگويم، فرياد ننگ آميزفريب خوردگا ن را نميشنوم، حق ناشناسان و پيمان شکنان را پادافره سخت ميدهم، از دروغ و ناسپاسي و نيرنگ بيزارم، خواب آلودگي را گناه ميشناسم،. بدون تلاش و نبرد جاودانه حق هيچگونه درخواستي ازخدا ندارم، ميجويم تا زندگاني يابم، بيدارم، هشيارم، خسته نميشوم، ميکوشم تا همچون فرهنگ درخشان و ديرينه خود " روان مردم گيتي را به نيروي راستي و منش پاک توانا سازم تا آشتي پديد آورم". دروغ را زشتترين گناه ميدانم، هيچ نشانهاي به خود کمبيني وکهتري نميبينم، از روي فرينپي پشتيبان جاويد نبرد نيکي با بدي هستم، فرا موش نميکنم، خود فريبي را آفريديدگار دروغ و دروغ را آئينه سرتاپا نما ي ناپاکي ميدانم، دلهره ندارم، هرنکته که از ديدگاه و آماج انديشهها گذشت به دل ميسپارم و با سروش نهان خود کنکاش ميکنم، خودپسندي را کنار مينهم، کليد سرا فرازي خويش را در ژرف انسانيت ميجويم، دوگانه نيستم، آشنا به فلسفه کار و کوششم، راست ميگويم ولو بيم جان باشد، دروغ نميگويم ولو اميد نان باشد، ميکوشم تا هرگونه بدي و زشتي را ازخود دور سازم. به راز هستي بخش آگاهم. به اورنگ اپراي فرهنگ يعني من، خا ک، خون، خط، تاريخ ، کيش، دين، فلسفه، هنر، شعر و يگانه بيني را راز سرافرازي مي دانم. مهر را نخستين پديده دروازه هستي و همزاد "همآهنگي" ميدانم. از پرتگا ه تعصبهاي بيپايه گريزان با آرمان انسانيت سربلند و پرشکوه زندگاني ميکنم و غرورآميز زندگي را بدرود ميگويم. به هر واژه که از زبان جاري گشت ارج مينهم. جان و روانم را از بندها ي جانوري رسته و سر در کمند انديشه مينهم. ازبلاي خانمانسوز پديدههاي رشک مانند : خودخواهي، چشم همچشمي، ناتواني، نابخردي، دشمني و از هرگونه کاستي در فروزههاي نيک دوري ميجويم. در ميدان ربايش خواستها در تلاش و کوششم. پوشاک ساده ميپوشم. تندرستي را در جان و روان ميجويم. به چاپلوسي وپستي روي نميآورم. کليد سرافرازي خويش را اکسير فرهنگي، سرمايه هستي ، شاهراه زيست و زندگا ني و چکيد ه سخن آ ئين بزرگي خويش مي دانم . آزادي و آزادگي را بجان ميخرم. غمنامهها ي شوم و تبعيض از هرگونه را با آرمانهاي بيمايه به سوي عدم ميفرستم. سر آنکس که خاکمال گدائي شد لگدکوب ميکنم. در پيکار زندگي روئين تنم. گنهکاران گذشته را نفرين ميکنم. ناهمآهنگي گفتار با انديشه را ريشه مردم فريبي و آبشخور ناپاکي ميدانم. پايداري و وفاداري در دوستي را فروزههاي بايسته ميدانم. من به راستي و درستي در خود فرو رفتم به جهان اين چند فرازمان در آرنگ پرشکوه و سازنده و خرمن دانش و بينش با همآهنگي منش با آفرينش از تابش انديشهي تواناي انسانيت کامروا شدم. سپاس تو را اي پيرسخن، آهنگ جاويد پيروزي را سرود کن ... در انديشهام ....
کی یتو(KIYETO)
این تکنیک را عموما از حالت راتو انجام می دهیم ابتدا از حالت راتو پای عقب را به جلو جمع می کنیم سپس زانو عقب را بالا می کشیم پا رااز قسمت زانو با قدرت باز کرده باید توجه داشت که حتما ضربه قفل شده وبرای عدم آسیب دیدگی انگشتان باید پنجه پا بالا باشد وباسینه پا ضربه می زنیم بعد از ضربه پارا جمع کرده در حالتی که پا بالا است دفاع چینو را انجام می دهیم سپس همزمان با باز کردن چینو پا به حالت راتو قرار می گیرد باید توجه داشت برای افرادی که مبتدی هستند ابتدا ضربات را پایین اجراکرده وپس از یادگیری میبایست ضربات را بالا وسریع انجام دهند

کونگ فو توآ هنر اصیل ایرانی - طریقت دانایی - انشاء تن و روان

بدن و قسمت های مختلف آن
اصطلاحات کونگ فو توآ
تن و یا بدن ویا جسم..................................................................................... ایچ
روح وروان........................................................................................... نورما
زن،ماده یا مونث.....................................................................................آن سه ما
مرد یا مذکر............................................................................................. در باتو
سر......................................................................................................بودن تو
دست........................................................................................................این تو
پا.....................................................................................................کی یستی تو
سینه........................................................................................................تومن تو
پهلو.........................................................................................................یارماتو
پشت......................................................................................................اوسای تو